Systems holism — هولیسم سیستمی
هولیسم سیستمی — رویکردی جهانبینانه و روششناختی است که از اصل کلنگری برمیخیزد: سیستم بهمثابه یک کل واحد در نظر گرفته میشود که دارای خواصی است که به مجموع خواص اجزای آن تقلیل نمییابد. در تحلیل سیستمها، هولیسم بهعنوان موضعی بنیادین در فهم ماهیت اشیاء و فرآیندهای پیچیده به کار میرود.
مفهوم و ماهیت
هولیسم سیستمی اولویت کل بر اجزا را تأیید میکند. برخلاف تقلیلگرایی که بر تحلیل اجزای منفرد متمرکز است، هولیسم بر سازماندهی، ساختار و روابط متقابلی تمرکز دارد که رفتار سیستمی را تعیین میکنند.
اصول اساسی:
- کل دارای خواصی است که به اجزای منفرد تعلق ندارد (نگاه کنید به پدیداری)؛
- رفتار سیستم نهتنها به خواص عناصر، بلکه به ساختار تعاملات آنها نیز بستگی دارد؛
- درک سیستم مستلزم تحلیل در سطح کلنگری و سلسلهمراتب است.
هولیسم و رویکرد سیستمی
رویکرد سیستمی بر درک کلنگرانه از اشیاء مورد مطالعه استوار است. در این راستا:
- تحلیل معطوف به شناسایی پیوندها و ساختارهایی است که رفتار سیستم را تعیین میکنند؛
- به تعامل سیستم با محیط و سازوکار درونی هماهنگی توجه میشود؛
- روشهایی به کار میروند که امکان دربرگرفتن کلنگری از طریق مدلسازی و سلسلهمراتببندی را فراهم میسازند.
هولیسم در نظریه سیستمها
در نظریه سیستمها، هولیسم از طریق مفاهیم زیر تحقق مییابد:
- یکپارچگی سیستمی؛
- سلسلهمراتب سطوح سازماندهی؛
- مرزهای سیستم بهعنوان ابزار تمایز کل؛
- کارکرد و هدف بهعنوان جنبههای سیستمساز.
هولیسم سیستمی توجیه لزوم در نظر گرفتن نهتنها عناصر و پیوندها، بلکه سازماندهی سیستمی بهعنوان واقعیتی کیفاً مستقل را فراهم میآورد.
پیامدهای روششناختی
پذیرش هولیسم سیستمی مستلزم موارد زیر است:
- پرهیز از بررسی مجزای اجزا بدون توجه به ساختار؛
- استفاده از مدلهایی که تعاملات و خواص پدیداری را منعکس میکنند؛
- یکپارچهسازی دادهها از سطوح مختلف توصیف — از جزء به کل و بالعکس؛
- ضرورت رویکرد میانرشتهای و تفکر سیستمی.
ارتباط با مفاهیم دیگر
- سیستم
- سیستمیت
- یکپارچگی سیستمی
- پدیداری
- رویکرد سیستمی
- نظریه سیستمها
- سلسلهمراتب
- مرزهای سیستم